
به رسم یادگار نشد با شاخه هام بغل کنم تو رو نشد نشد نشد برو برو برو اراده داشتم بدونه کاشتن نشد با شاخه هام بغل کنم تو رو نشد نشد نشد برو برو برو اراده داشتم بدونه کاشتن که عادتت بدم به ریشه داشتن که عادتت بدم یه گوشه بند شی به مبتلا شدن علاقه مند شی نشد که از دلم جدا کنم تو رو نشد نشد گلم برو برو برو نشد که بی دهن صدا کنم تو رو تمامه حرفه من برو برو برو قدیما هر گلی شناسنامه داشت تموم میشدو بازم ادامه داشت تو شیشه گلاب تو شعر شاعرا تو گل فروشیا تو جیب عابرا همون کسا که از تو باغچه چیدنت تو...
ادامه مطلب
ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم!...
ادامه مطلب
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان استکسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را نگه جز پیش پا را دید، نتواند که ره تاریک و لغزان است وگر دست محبت سوی کس یازی به اکراه آورد دست از بغل بیرون که سرما سخت سوزان است نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک چو دیوار ایستد در پیش چشمانت نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟ مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی ... دمت گرم و سرت خوش باد سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای...
ادامه مطلب
آسمون اوری گرهد دنیا رو کرد سردxa0 گفته بودم بی تو میمیرم ولی اینبار نه گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نه هر چه گویی دوستت دارم به جز تکرار نیست خو نمی گیرم به این تکرار طوطی وار نه تا که پابندت شوم از خویش میرانی مرا دوست دارم همدمت باشم ولی سربار نه قصد رفتن کرده ای تا باز هم گویم بمان بار دیگر می کنم خواهش ولی اصرار نه گه مرا پس میزنی گه باز پیشم میکشی آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار نه آسمون اوری گرهد دنیا رو کرد سرد آسمون اوری گرهد دنیا رو کرد سرد مو چطور دل خوش کنم لای این همه برد ♫♫♫ ...
ادامه مطلب
بی تو، مهتابشبی، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه كه بودم. در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید: xa0 یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم. تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت. من همه، محو تماشای نگاهت. xa0 آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشۀ ماه فروریخته در آب شاخههاxa0 دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و...
ادامه مطلب
گر چه من حالم خراب است رود جانم بی نیاز است آنکه با حال خرابم می زند می زند ساز کمانمxa0 می کند گاهی نگاهمxa0 با همه راز و زیانم...
ادامه مطلب
این زندگی شر را مکن باور تو آزادگی را خرج مکن اینبار تو هر جا که روی دیده ات دروغ بین است اما دل تو با همه کس خوش بین است...
ادامه مطلب
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشدکه تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشدلب تو میوه ی ممنوع ولی لب هاییمهرچی از طعم لب سرخ تو دل کند نشدبی قرار توام و در دل تنگم گله هاستآه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاستبا چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهرهیچ کس هیچ کسی اینجا به تو مانند نشدهر کسی در دل من جای خودش را داردجا نشین تو در این سینه خداوند نشدخاطرات تو و دنیای مرا سوزاندن تا فراموش شود یاد تو هرچند نشدمن دهان باز نکردم که نرنجی از من مثل زخمی که لبش باز به لبخند نشدبی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن ع...
ادامه مطلب
من همه عمرم بیکباره هدر شد بی تو رفت هردم از این هیمه بدر شد...
ادامه مطلب
هی سیب نارس چیدی از باغ بهشتت دیدی که راضی نیستی از سرنوشتت...
ادامه مطلب